نقد کتاب جريان‌شناسي سياسي در ايران

کتابخانه عمومی استاد روزبه زنجان

به وبلاگ کتابخانه عمومی استاد روزبه زنجان خوش آمدید

اطلاعات کتابخانه
این وبلاگ شرح مختصری بر مشخصات و فعالیتهای کتابخانه عمومی استاد رضا روزبه زنجان می باشد.
كتابخانه همه روزه(به جز روزهاي تعطيل) از ساعت 8:00 تا 17:30 آماده ارائه خدمات به مراجعان مي باشد.
ساعت کاری پنجشنبه ها 8:00 الی 13

آدرس : زنجان- بزرگراه 22 بهمن – ميدان روزبه- كتابخانه عمومي استاد رضا روزبه
تلفن : 33539900
کتابخوان ماه
    کتابخوان ماه
نويسنده :کتابخانه عمومی استادرضا روزبه
تاريخ: پنجشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۲

جریان‌شناسی سیاسی از مقولات سهل و ممتنع به شمار می‌رود؛ سهل به آن دلیل که بررسی هر حزب و گروه با عنوان جریان سیاسی موجه می‌گردد و ممتنع ازآن‌رو که امکان توجه به همۀ ابعاد جریانات سیاسی در مجموعه‌ای محدود میسّر نمی‌‌شود؛ ازهمین‌رو در کتاب «جریان‌شناسی سیاسی در جمهوری اسلامی ایران (با تأکید بر جریان اسلام‌گرا)» جریان‌شناسی سیاسی، به معنای واقعی و نه شناخت احزاب و تشکل‌های سیاسی صرف، مدنظر قرار گرفته است. این کتاب را دکتر علی دارابی تألیف نموده و توسط سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی منتشر ‌شده است.

رابطۀ میان جریان‌شناسی و شناخت احزاب و تشکل‌های سیاسی از نوع «عموم و خصوص مطلق» است؛ یعنی برای شناخت جریان‌های سیاسی، آشنایی هرچه بیشتر با احزاب ضروری و گریز‌ناپذیر است، اما شناسایی حتی کامل احزاب و گروه‌های سیاسی به معنای جریان‌شناسی سیاسی، نیست؛ ازهمین‌رو در تعریف جریان‌شناسی سیاسی، در کتاب دکتر علی دارابی، بر شناسایی بسترها و زمینه‌های تأسیس احزاب سیاسی و تعامل مثبت و منفی میان آنها تأکید شده است.

جریان‌های حاکم در هر نظام سیاسی را نمی‌توان به‌طور کامل و دقیق مشخص کرد؛ زیرا برخلاف احزاب و جمعیت‌ها، این جریان‌ها نه اصول مکتوب و نه ایدئولوژی خاصی دارند، بلکه فرآیندی هستند که در مقابل تحولات و رویدادهای روزمره عکس‌العمل نشان می‌دهند و خود نوعی سیاست را دراین‌باره به‌وجود می‌آورند. به عبارت بهتر باورها، ارزش‌ها و آرمان‌ها، در مقابل عامل قدرت، اقتصاد و اجتماع در بین این جریان‌ها نمایان می‌شود. با نگاهی به تاریخ معاصر ایران مشخص می‌شود که جریان‌های سیاسی مختلفی در ایران فعال بوده، اما در این میان، پنج جریان بیش از همه حیات سیاسی جامعۀ ایرانی را تحت‌تأثیر قرار داده‌اند که با توجه به ایدئولوژی و عقاید حاکم بر آنها، عبارت‌اند از: 1ــ جریان مذهبی یا اسلام‌گرا؛ 2ــ جریان ملّی‌گرا یا ناسیونالیست؛ 3ــ جریان چپ یا مارکسیستی؛ 4ــ جریان ترکیبی یا التقاطی؛ 5ــ جریان سلطنت‌طلب.

بی‌گمان، آرایش کنونی نیروهای سیاسی در جمهوری اسلامی ایران، جناح‌ها، صف‌بندی‌ها و ائتلاف‌ها، در پیشینۀ این جریان‌ها ریشه دارد و بازشناسی صادقانۀ آنها بر بصیرت سیاسی ما می‌افزاید و این یکی از اهداف کتاب «جریان‌شناسی سیاسی در جمهوری اسلامی ایران» است.

در تاریخ سیاسی معاصر ایران و در مقایسه با سایر جریانات سیاسی، «جریان اسلام‌گرا» بزرگ‌ترین و اصیل‌ترین جریان سیاسی کشور به شمار می‌آید. اسلام، به منزلۀ روح ایران، عمیق‌ترین تأثیر را در گسترده‌ترین قلمرو، بر ملّت ایران داشته است. از این لحاظ هیچ یک از جریان‌های فکری ــ سیاسی دیگر در حد و اندازۀ این جریان نیستند و در مقام مقایسه، بسیار کوچک و مقطعی به‌شمار می‌آیند.

مقصود از جریان سیاسی اسلام‌گرا، که محور بحث این کتاب است، احزاب، تشکل‌ها، اشخاص و گفتمان‌هایی است که هر یک از گفتمان اسلام سیاسی قرائت خاص خود را داشته‌اند و دارند و این گفتمان‌ها نسبت به نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه تحلیل و ارزیابی خواهند شد. اعتقاد عمیق به اصول اساسی و بنیادی دین (توحید یا خدامحوری، نبوت، معاد، امامت و عدالت)، مهدویت، پیوند و وحدت دین و سیاست، اسلام فقاهتی، پیوند اسلام با روحانیت، مرجعیت و ولایت فقیه، مردم‌سالاری دینی، استبدادستیزی، استعمارستیزی و دفاع از هویت و تمامیت ارضی مهم‌ترین مبانی و شاخصه‌های جریان اسلام‌گرا به شمار می‌آیند.

چگونگی رابطة بین تحولات نظام جمهوری اسلامی ایران و جریان سیاسی اسلام‌گرا اصلی‌ترین پرسشی است که کتاب حاضر درصدد پاسخ به آن است. همچنین بررسی سهم و وزن هر یک از جریانات و قلمرو تأثیرگذاری آنها بر ادارۀ نظام و نیز اینکه آیا احزاب و جریانات سیاسی متأثر از راهبرد و سیاست‌های ادارۀ کشور بوده یا اینکه جریانات سیاسی راهبرد نظام را تحت تأثیر خود قرار داده‌اند، از دیگر پرسش‌های بنیادی این اثر است. در کنار این پرسش‌های اصلی، پرسش‌های فرعی نیز در فصول مختلف کتاب مطرح شده‌اند که بعضی از آنها عبارت‌اند از: مراد از جریان‌ سیاسی اسلام‌گرا چیست؟ مصداق‌ها و ویژگی‌های آنها کدام است؟ نقاط اشتراک و افتراق آنها (جریان سیاسی اسلام‌گرا) چیست؟ چه رابطۀ معناداری میان راهبرد ادارۀ کشور با راهبرد جریانات سیاسی وجود دارد؟ آیا احزاب بر سیاست‌ها و سیر ادارۀ جامعه تأثیر گذاشته یا متأثر از سیاست‌های حاکم بر جامعه بوده‌اند؟ جایگاه «روحانیت»، یعنی رهبران فکری و اداره‌کنندگان نظام، با جریان‌های سیاسی چه بوده است؟ در نظام ولایت فقیه، جریان‌های سیاسی چه جایگاهی دارند؟ آرایش نیروهای سیاسی در ایران پس از انقلاب و تحولات آن چگونه بوده است، با تکیه بر دو جناح عمدۀ سیاسی و سهم آنها در تحولات کشور چگونه بوده است؟ علل کامیابی یا ناکامی و نیز ناپایداری احزاب و نیروهای سیاسی در ایران چه بوده است؟ آیا احزاب مانع توفیق نظام و عاملی برای عقب‌ماندگی نظام بوده‌اند یا اینکه به‌مثابۀ موتور محرکۀ پیشرفت کشور محسوب می‌شوند؟ چالش‌های فراروی جریان‌های سیاسی در ایران کدام است؟

کتاب «جریان‌شناسی سیاسی در جمهوری اسلامی ایران» در یک مقدمه و سه فصل و همراه جمع‌بندی و نتیجه‌گیری و نیز یک بخش ضمیمه با عنوان «مشخصات احزاب و تشکل‌های سیاسی کنونی در ایران» تدوین شده است. فصل اول به کلیات و مبانی نظری پژوهش، مفاهیم، ادبیات، پیشینه، پرسش‌ها، فرضیه‌ها و متغیرهای آن اختصاص دارد. در این فصل، ضمن بهره‌گیری از نظریات افرادی چون استیفن روکان، دربارۀ شکاف‌های اجتماعی و تأثیر آن بر احزاب و جریانات سیاسی در هر جامعه‌ای، به چرایی استفاده از مفاهیمی چون چپ و راست در این اثر اشاره شده است. در فصل دوم جریانات سیاسی در ایران، اعم از اسلام‌گرا و غیر اسلام‌گرا، در فاصلۀ سال‌های 1320 تا 1357.ش، ویژگی‌های هر یک از این جریانات، و حاملان و سخنگویان آنها مطرح شده است. فصل سوم کتاب، به جریان‌های سیاسی اسلام‌گرا در جمهوی اسلامی ایران اختصاص دارد. در ابتدای این فصل، پس از تبیین مفهومی و جامعه‌شناختی جریان راست یا اصول‌گرا، از ویژگی‌های این جریان، سیر تطور و تکوینی آن از راست تا آبادگری و سپس اصول‌گرایی و نیز بانیان، حاملان و سخنگویان اصلی آن، یعنی حزب جمهوری اسلامی، جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم، جامعۀ روحانیت مبارز تهران، حزب مؤتلفۀ اسلامی، جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی و آبادگران، سخن به میان آمده است. همچنین در این بخش و در ذیل بحث جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم، از سه متفکر شاخص و متفاوت در این تشکل، یعنی آقایان احمد آذری قمی، عبدالله جوادی آملی و یوسف صانعی، بحث شده است.

در بخش دیگری از فصل سوم، که به جریان‌شناسی چپ یا اصلاح‌طلبی در جمهوری اسلامی ایران اختصاص داده شده، ضمن بحث دربارۀ مفهوم چپ و سیر تطور و دگرگونی آن از چپ سنتی به چپ مدرن و سپس جبهۀ دوم خرداد و اصلاح‌طلبی، احزاب و تشکل‌های وابسته به این جریان، مانند مجمع روحانیون مبارز، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، دفتر تحکیم وحدت، کارگزاران سازندگی، مجمع محققین و مدرسین حوزۀ علمیۀ قم، جبهۀ مشارکت ایران اسلامی و حزب اعتماد ملّی نقد و بررسی شده است. نکتۀ مهم در قسمت نقد و بررسی، آسیب‌شناسی اصلاح‌طلبی در جامعۀ ایران است.

دیگر مبحث این فصل از کتاب جریان سوم است؛ جریانی که بر این باور بود که دوران چپ و راست خاتمه یافته است و باید جریان جدیدی ادارۀ امور را بر عهده گیرد. در این بخش از مدرسة حقانی و مصباح یزدی، جمعیت دفاع از ارزش‌ها ــ حلقۀ محمدی ری‌شهری تا جریان وفاق و کارآمدی ــ حلقۀ محسن رضایی، در جایگاه حاملان و سخنگویان درون و موافق نظام این جریان، صحبت به میان آمده است. اما ازآنجاکه جریان سوم مدعیان دیگری دارد که عمدتاً برون نظام، منتقد و مخالف هستند، آنها هم مطرح و نقد و ارزیابی شده‌اند. در این میان دربارۀ سید کاظم شریعتمداری (حزب جمهوری خلق مسلمان)، حسینعلی منتظری (از قائم‌مقام رهبری تا عزل از همۀ مسئولیت‌ها) و عده‌ای چون محسن کدیور، عبدالله نوری، سیدجلال‌الدین طاهری، که هر سه به‌نوعی از گفتمان منتظری متأثرند، در جایگاه سخنگویان عمدۀ منتقدان، و از نهضت آزادی و نظریه‌پردازان و حاملان فکری و سیاسی وابسته به آن، مانند مهدی بازرگان و یوسفی اشکوری، نیز در جایگاه جریان سومی که مخالف نظام هستند، صحبت شده است.

بخش پایانی فصل سوم کتاب به دین‌اندیشان و جریان برخاسته از تفکر آنها اختصاص دارد. این جریان خود به سه دستۀ سنّت‌گرایان، که سید حسین نصر سخنگوی عمده و اصلی آن به‌شمار می‌رود، ناقدان سنّت و تجدد (سیدجواد طباطبایی و مصطفی ملکیان) و تجددگرایان (عبدالکریم سروش و مجتهد شبستری)، تقسیم شده و اهم آرا و دیدگاه‌های آنها بررسی و نقد شده است.

در مجموع اهتمام اصلی در این کتاب بر آن بوده است که اولاً بتواند در تبیین رخدادها و تحولات ایران معاصر، به‌ویژه دورۀ جمهوری اسلامی، سیری تکاملی را برای شناخت جریانات سیاسی ارائه دهد؛ ثانیاً نشان دهد که بین نظام جمهوری اسلامی و تحولات آن با جریان سیاسی اسلام‌گرا ارتباط مستقیم وجود دارد. بر این اساس دربارۀ ویژگی‌ها و مزایای این اثر باید گفت که کتاب حاضر از جدیدترین و جامع‌ترین آثار حوزۀ جریان‌شناسی سیاسی اسلام‌گرا در جمهوری اسلامی ایران است. تمرکز کتاب بر جریانات سیاسی اسلام‌گرا از مزایای این کتاب محسوب می‌گردد؛ زیرا تلاش شده است که همۀ جریانات سیاسی اولاً به‌درستی شناخته و مطرح شوند و ثانیاً به اهداف، آرمان‌ها، رویکردها، و راهبردهای آنها توجه شود. نگاه و رویکرد جریانی به رخدادها و تحولات سیاسی از دیگر امتیازات این اثر است. اهتمام بر آن بوده است که رخدادها و تحولات سیاسی با نگاه جریان‌سازی آنها و سیر تکوین، تطور و تکامل جریانات سیاسی بررسی شود تا بتوان داوری درستی دربارۀ جریانات سیاسی کرد. بیش از هر نکته‌ای مزیّت این کتاب در نقد و ارزیابی جریانات سیاسی است. بسیاری از آثار گذشته شاید فقط اشکالات و ایرادهای جریانات و صاحب‌نظران را بیان کرده‌اند بدون آنکه آنها را نقد و ارزیابی کنند، درحالی‌که در اثر حاضر تلاش شده است دیدگاه‌ها و آرای جریانات و اشخاص مطرح، و سپس نقد شود. به‌طورکل بخش عمدۀ مباحث این کتاب در نوع خود تازه و بدیع است؛ به‌طورمثال اطلاعات و مطالبی که دربارۀ اصول‌گرایی، آبادگران، جریان سوم، نوع دسته‌بندی‌ها و آرایش نیروهای سیاسی آمده برای نخستین‌بار است که مطرح می‌شود.